اين ديدگاه جديد و جامع همانطور كه گفته شد طي دو سال اخير مباني خود را ارائه نمود، اما نتوانسته بود به ديدگاه غالب بدل شود و نيز منابع و مراجع معتبر جهاني در تائيد خود نداشت تا اينكه سرانجام در نيمه دوم سال 2008، شوراي مديران ارشد اطلاعاتي(CIO Council) دولت ايالات متحده آمريكا نتايج مطالعات و بررسي هاي چندساله خود در تائید این دیدگاه جدید را با عنوان "راهنماي كاربردي براي معماري سرويس گرا فدرال" (A Practical Guide to Federal Service Oriented Architecture) منتشر نمود. "راهنماي كاربردي براي معماري سرويس گرا فدرال" به عنوان جديدترين مستند منتشر شده اين شورا، در بردارنده مباني جديدي در حوزه سازمان سرويس گرا مي باشد و نشان دهنده يك جهش فني و بنيادي در اين صنعت است.
بخشهائي از فهرست مطالب "راهنماي كاربردي براي معماري سرويس گرا فدرال" (نسخه 1.1 – June 2008) كه بصورت شفاف نشان دهنده سه جنبه مختلف سرويس گرائي (SOE, SOA, SOI) است در زير آورده شده (دانلود مستند):
Section 3: Service Oriented Vision - The Target Architecture
3.1 Service-Oriented Enterprise (SOE)
3.1.1 Management, IT and Business are All Service Focused
3.1.2 Sustaining SOE through Federated Governance
3.1.3 Model Based Acquisition Processes
3.2 Service Oriented Architecture (SOA)
3.2.1 Federal SDLC and EA are Integrated and Support SOA
3.2.2 SOA and Interoperability Will be Well Established
3.2.3 Standard Federal Government Services Will Emerge
3.2.4 Model Driven Architecture Will Be Embraced
3.3 Service-Oriented Infrastructure
3.3.1 Service Management is Coordinated Throughout the Federal Government
3.3.2 Increased Collaboration with 3rd Parties
3.3.3 Toolsets to Manage the SOI
معماری سرویس گرا رابطه تنگاتنگی با رهیافتهای معماری سازمانی (EA) و مدیریت فرایندهای حرفه (BPM) دارد. بررسی ارتباط و چگونگی تعامل این رهیافت ها می تواند موضوع جالبی برای پایان نامه ها و تحقیقات علمی باشد. اخیرا نیز پایان نامه های متعددی در دنیا به این موضوع اختصاص داده شده است که نتایج تحقیقات برخی از آنها بر روی وبلاگ منتشر می شود. علاقه مندان به این مباحث می توانند نگاهی به این وبلاگ ها بیندازند: + ، + ، +
در فضای کاری و پروژه های اجرائی نیز ارتباط بین این سه رهیافت مطرح بوده و هست:
در جمع بندی باید به این نکته اشاره کرد که دامنه کاربرد و جایگاه سه رهیافت EA، BPM و SOA دارای نقاط مشترک فراوانی است و می تواند منشاء بهبود و تکامل هر یک از این رهیافت ها باشد. شرکت ها و سازمانها نیز بصورت غیر رسمی(برنامه ریزی نشده) به تلفیق این رهیافت ها علاقه مند شده اند، لذا متخصصان این حوزه ها باید مطالعات و تمرینهای بیشتری بر روی نقاط اشتراک و چگونگی تلفیق این رهیافت ها انجام دهند.
از نگاه لايه كسب و كار، معماري سرويس گرا كمك مي كند اتصال بين فرآیندهاي حرفه با فناوري اطلاعات منعطف باشد بطوريكه با تغيير فرآیندها ، فناوري نيز به آساني هماهنگ شود. اتصال بين حرفه و فناوري از طريق تعيين سرويس ها محقق مي شود كه واسط بين اين دو هستند. از نگاه لايه سيستم هاي اطلاعاتي، هدف معماري سرويس گرا در نهايت حل معضل تعامل پذيري بين سيستم هاي اطلاعاتي با فناوری ها و سكوهاي مختلف است و اين امر با كمك تعريف پروتكل هاي مستقل از سكو و استاندارد و ايجاد سرويس هاي وب مهيا مي شود.
از نگاه لايه فناوری، معماري سرويس گرا از يك سو سبب مي شود لايه فناوری از استقلال بيشتري برخوردار باشد بطوريكه بتوان سكوها و فناوری هاي مختلفي را به كار برد بدون آنكه نگران تعامل پذيري آنها باشيم و از طرف ديگر جهت پياده سازي معماري سرويس گرا نياز به توسعه يك زيرساخت جهت استفاده از پروتكل ها و استانداردهاي مخصوص ان(SOAP،WSDL،XML ،..) در سطح فناوری مي باشد.
لایه های معماری سازمانی سرویس گرا
برای معماری سازمانی سرویس گرا می توان لایه های معماری را تعیین نمود، تاکنون مولفین در این راه چندین مدل ارائه نموده اند ولی در همه آنها به سه لایه اصلی "کسب و کار" ، "سرویس" و "سیستم های اطلاعاتی" اشاره شده است.
معماري سازماني را رهيافتي بالا به پائين مي دانند كه با توجه به نيازهاي كسب و كار(اهداف، استراتژي ها، نيازها و ..) سازمان، فناوري اطلاعات را به خدمت مي گيرد ، حتي كساني كه معماري سازماني را مقوله اي در حوزه فناوري اطلاعات دانسته و هدف آن را يكپارچگي اطلاعات و سيستم ها تعريف نموده اند بر اين نكته اذعان دارند كه اين رهيافت بالا به پائين بوده و لايه هاي فناوري اطلاعات (حرفه، اطلاعات، سيستمها، داده، فناوري) رابطه ترتيبي از بالا به پائين با هم دارند بطوريكه هر لايه نيازها و اهدافش را جهت پشتيباني به لايه پائين تر اعلان مي كند. نتيجه آنكه در معماري سازماني لايه هاي مختلفي وجود دارد كه ممكن است مرتبط با فناوري اطلاعات باشند يا خير، ولي نگاه معماري بالا به پائين بوده و در آخرين لايه ها به فناوری و زير ساخت ها مي رسد.
در خصوص معماري سرويس گرا تعريف ثابت و مورد توافقي وجود ندارد ولي اكثر تعاريف و متون بر اين موضوع توافق دارند كه اين معماري مربوط به لايه هاي پائين بوده و رهيافتي متكي بر فناوري است كه تاثير آن بر هر دو حوزه كسب وكار و فناوري واقع مي شود . در اكثر متون، معماري سرويس گرا را پائين به بالا ارزيابي مي كنند، البته اين موضوع به اين معنا نيست كه فرآیند معماري سرويس گرا از جزئيات به كليات مي رسد، مشخص است كه ابتدا بايد سرويس هاي كلان شناسائي شوند، سپس سرويس هاي كاربردي و دست اخر نوبت به پياده سازي آنها مي رسد لذا منظور از اينكه گفته مي شود معماري سرويس گرا پائين به بالا می باشد به اين معنا است كه رهيافت بر مبناي راه حل هاي حوزه فناوری ارائه شده كه به جامعيت سيستم هاي اطلاعاتي و يكپارچگي حرفه و فناوري كمك مي كند.
به طور خلاصه مي توان گفت مفاهيم معماري سرويس گرا و معماري سازماني درحال ادغام با يكديگرند اگرچه ريشه و محل رويش معماري سرويس گرا در حوزه فناوری بوده درحاليكه معماري سازمانی از حوزه مديريت آمده است.
تفاوت معماري سازماني با معماري سرويس گرا:
شباهتها:
مي توان معماري سرويس گرا را بدون معماري سازماني انجام داد ولي در اينصورت نمي توان از تمام پتانسيل هاي معماري سرويس گرا استفاده نمود. واژه "معماري" در معماري سرويس گرا با همان واژه در معماري سازماني معاني متفاوتي دارد. مفهوم معماري در سرويس گرائي سبكي از رهيافت است كه با نمونه هاي چون سبك سرويس دهنده – سرويس گيرنده يا سبك چند لايه در سیستم های اطلاعاتی شباهت دارد و به نوعي مشخص كننده نوعي سبك در توسعه و طراحي سيستم هاي اطلاعاتي است، درحاليكه واژه معماري در معماري سازماني بيان كننده نگاهي همه جانبه، بالا به پائين و از ديدگاه هاي مختلف به جنبه های مختلف سازمان بوده كه نهايتا منجر به طبقه بندي و توصيف عناصر و اجزاء سازمان بصورت همه جانبه و فراگير مي شود.